تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٠
نخست مىفرمايد: «بهشتيان، دوزخيان را مخاطب ساخته، صدا مىزنند: ما وعده پروردگار خويش را حق يافتيم، آيا شما هم به آنچه خدا به وسيله فرستادگانش وعده داده بود، رسيديد»؟! «وَ نادى أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابَ النَّارِ أَنْ قَدْ وَجَدْنا ما وَعَدَنا رَبُّنا حَقّاً فَهَلْ وَجَدْتُمْ ما وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقّاً».
«و آنها در پاسخ مىگويند: آرى، همه را عين حقيقت ديديم» «قالُوا نَعَمْ».
بايد توجه داشت با اين كه «نادى» فعل ماضى است، در اينجا معنى مضارع را مىبخشد، و اين گونه تعبير در قرآن فراوان است كه حوادث قطعى آينده را با فعل ماضى ذكر مىكند و اين يك نوع تأكيد محسوب مىشود، يعنى آينده چنان روشن است كه گوئى در گذشته روى داده است.
ضمناً تعبير به «نادى»- كه معمولًا براى فاصله دور است- روشنگر بُعد مسافت مقامى يا مكانى ميان اين دو گروه است.
در اينجا ممكن است سؤال شود: گفتگوهاى اين دو گروه چه فايدهاى دارد؟ با اين كه خودشان پاسخ آن را مىدانند.
ولى جواب آن معلوم است؛ زيرا سؤال هميشه براى افزايش معلومات نيست، گاهى جنبه ملامت، سرزنش و توبيخ دارد، و در اينجا چنين است، در واقع اين خود يكى از كيفرهاى گنهكاران و ستمپيشگانى است كه وقتى دنيا به كامشان بود، با ملامتها و سرزنشها، روح افراد با ايمان را مىآزردند، در آنجا بايد كيفر آن را به عنوان نتيجه عمل ببينند، نظير اين موضوع در سورههاى مختلف قرآن از جمله در آخر سوره «مطفّفين» آمده است.
سپس اضافه مىكند: «در اين هنگام گويندهاى، ندا در مىدهد (آن چنان كه صداى او به گوش همگان مىرسد): لعنت خدا بر ستمگران باد»! «فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَنْ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمينَ».