تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٠
ولى با توجه به اين كه اگر روى سخن در اين آيه به يهوديان معاصر پيامبر صلى الله عليه و آله باشد ارتباط آيات قبل و بعد به كلّى بريده مىشود، اين آيه به صورت جمله معترضهاى درمىآيد، تفسير اول صحيحتر به نظر مىرسد.
(ضمناً بايد توجه داشت نظير اين آيه با تفاوت بسيار كمى در سوره «بقره» آيه ٤٩ گذشت، براى توضيح بيشتر به جلد اول، مراجعه فرمائيد).
***
نكتهها:
١- جهل سرچشمه بتپرستى
از اين آيه به خوبى استفاده مىشود، كه: سرچشمه بتپرستى، جهل و نادانى بشر است:
از يك طرف جهل او نسبت به خداوند و عدم شناسائى ذات پاك او و اين كه، هيچ گونه شبيه و نظير و مانند براى او تصور نمىشود.
از سوى ديگر جهل انسان نسبت به علل اصلى حوادث جهان كه گاهى سبب مىشود حوادث را به يك سلسله علل خيالى و خرافى از جمله بت، نسبت دهد.
از سوى سوم جهل انسان به جهان ماوراء طبيعت و كوتاهى فكر او تا آنجا كه جز مسائل حسى را نمىبيند و باور نمىكند، اين «نادانىها» دست به دست هم داده و در طول تاريخ، سرچشمه بتپرستى شدهاند.
و گرنه چگونه يك انسان آگاه و فهميده، آگاه به خدا و صفات او، آگاه از علل حوادث، آگاه از جهان طبيعت و ماوراء طبيعت، ممكن است قطعه سنگى را فى المثل از كوه جدا كند، قسمتى از آن را در ساختمان منزل، و يا پلههاى خانه مصرف كند، و قسمت ديگرى را معبودى بسازد، و در برابر آن سجده نمايد و