تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٢
انبياء پيشين را نيز مىپذيرد.
ايمان او به آئينش كه از خلال اعمال و رفتارش آشكار است، خود دليل روشنى بر حقانيت او است؛ زيرا عمل يك گوينده، نشان مىدهد تا چه اندازه به گفته خود مؤمن است، و ايمان او به گفتارش يكى از نشانههاى صدق و راستگوئى او است.
تمام تاريخ زندگى پيامبر صلى الله عليه و آله به اين حقيقت گواهى مىدهد، كه: او بيش از همه به تعليمات خويش و آيات قرآن پاىبند بود و ايمان داشت.
آرى، «از چنين پيامبرى بايد پيروى كنيد، تا نور هدايت در قلب شما بتابد و در مسير سعادت قرار گيريد» «وَ اتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ».
اشاره به اين كه: ايمان به تنهائى كافى نيست، بلكه در صورتى مفيد خواهد بود كه با پيروى عملى تكميل گردد.
جالب توجه اين كه: آيه فوق در «مكّه» نازل شده است كه در آن روز پيروان اسلام، در اقليت شديدى قرار داشتند، آن چنان كه شايد كمتر كسى احتمال مىداد پيامبر صلى الله عليه و آله حتى بر «مكّه» مسلط شود، چه رسد به «جزيرة العرب» و يا قسمت مهم دنيا.
بنابراين، كسانى كه فكر مىكنند، پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نخست مدعى رسالت بر «مكّه» بود و هنگامى كه آئينش بالا گرفت به فكر تسلط بر «حجاز» افتاد و سپس در فكر كشورهاى ديگر فرو رفت و نامه به سلاطين دنيا نوشت و اعلام جهانى بودن آئينش را كرد، پاسخ همه آنها را آيه فوق كه در «مكّه» نازل شده مىدهد، و مىفرمايد: او از آغاز كار، دعوت جهانى خود را آشكار ساخت.
***