تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٦
است حكم پروردگار آشكارا همه جا گفته شود هر چند اثرى در گنهكاران نگذارد.
اين نكته نيز شايان توجه است كه نهىكنندگان مىگفتند: مىخواهيم در پيشگاه پروردگارتان معذور باشيم، گويا اشاره به اين است كه: شما هم در پيشگاه خدا مسئوليت داريد و اين وظيفه تنها وظيفه ما نيست، وظيفه شما نيز مىباشد.
***
آيه بعد مىفرمايد: سرانجام، دنياپرستى بر آنان غلبه كرد «و هنگامى كه فرمان خدا را به دست فراموشى سپردند، آنها كه از گناه نهى مىكردند را رهائى بخشيديم، ولى ستمكاران را به كيفر سختى به خاطر فسق و گناهشان مبتلا ساختيم» «فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَ أَخَذْنَا الَّذينَ ظَلَمُوا بِعَذابٍ بَئيسٍ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ». «١»
شك نيست اين فراموشى، فراموشى حقيقى كه موجب عذر است نبود، بلكه آن چنان بىاعتنائى به فرمان خدا كردند كه گوئى به كلى آن را فراموش نمودهاند.
***
سپس مجازات آنها را چنين شرح مىدهد: هنگامى كه «در برابر آنچه از آن نهى شده بودند، سركشى كردند به آنها گفتيم: به شكل ميمونهاى طرد شده در آئيد» «فَلَمَّا عَتَوْا عَنْ ما نُهُوا عَنْهُ قُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئينَ». «٢»
روشن است امر كُونُوا: «بوده باشيد» در اينجا يك فرمان تكوينى است، همانند: «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُون». «٣»
***