تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٦
مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طينٍ».
گويا چنين مىپنداشت كه: آتش برتر از خاك است، و اين يكى از بزرگترين اشتباهات «ابليس» بود.
شايد هم اشتباه نمىكرد و آگاهانه دروغ مىگفت؛ زيرا مىدانيم خاك سرچشمه انواع بركات و منبع تمام مواد حياتى و مهمترين وسيله براى ادامه زندگى موجودات زنده است، در حالى كه آتش چنين نيست.
درست است كه: آتش يكى از شرايط تجزيه و تركيب موجودات جهان است، ولى نقش اصلى را همان مواد موجود در خاك دارند و آتش تنها وسيلهاى براى تكميل آنها محسوب مىشود.
و نيز درست است كه: كره زمين در آغاز كه از خورشيد جدا شد، به صورت گوى آتشينى بود كه تدريجاً سرد شد، ولى بايد توجه داشت، زمين مادام كه سوزان و شعلهور بود، مطلقاً موجودات زندهاى نداشت از آن زمان حيات و زندگى در اين كره پيدا شد، كه خاك و گِل جاى آتش را گرفت.
به علاوه، هر آتشى در روى زمين پيدا شود، از موادى سرچشمه مىگيرد كه از خاك به دست آمده است، خاك سرچشمه پرورش درختان، و درختان سرچشمه پيدايش آتش مىباشند.
حتى مواد نفتى يا چربىهائى كه قابل احتراقند نيز بازگشت به خاك يا حيواناتى كه از مواد نباتى تغذيه دارند، مىكنند.
از همه اينها گذشته امتياز آدم عليه السلام در اين نبود كه از خاك است، بلكه امتياز اصلى او همان «روح انسانيت» و مقام خلافت و نمايندگى پروردگار بوده است.
بنابراين، به فرض كه ماده نخستين شيطان از او برتر باشد، دليل بر اين نمىشود كه در برابر آفرينش آدم با آن روح و عظمت خداداد و مقام نمايندگى