تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٦
باز در اين آيه، اين حقيقت تجلّى مىكند كه: اسلام هيچ گونه خصومتى با نژاد يهود ندارد و به عنوان پيروان يك مكتب و يا وابستگان به يك نژاد، آنها را محكوم نمىنمايد، بلكه مقياس و معيار سنجش را اعمال آنها قرار مىدهد.
سپس اضافه مىكند: «ما آنها را با وسائل گوناگون، نيكىها و بدىها آزموديم شايد بازگردند» «وَ بَلَوْناهُمْ بِالْحَسَناتِ وَ السَّيِّئاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ».
گاهى آنها را تشويق كرديم و در رفاه و نعمت قرار داديم، تا حسّ شكرگزارى در آنها برانگيخته شود و به سوى حق باز آيند.
و گاهى به عكس، آنها را در شدائد، سختىها و مصائب فرو برديم، تا از مركب غرور، خودپرستى و تكبر فرود آيند و به ناتوانى خويش پى برند، شايد بيدار شوند و به سوى خدا بازگردند، و هدف در هر دو حال، تربيت، هدايت و بازگشت به سوى حق بوده است.
بنابراين «حسنات» هر گونه نعمت و رفاه و آسايشى را شامل مىشود همان طور كه «سيئات» هر گونه ناراحتى و شدت را فرا مىگيرد، و محدود ساختن مفهوم اين دو، در دايره معينى هيچ گونه دليل ندارد.
***