تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٥
الأَرْضَ في سِتَّةِ أَيَّامٍ».
يعنى «معبود» كسى جز «آفريدگار» نمىتواند باشد.
پس از آن، قرآن مىفرمايد: «خداوند پس از آفرينش آسمان و زمين، زمام رهبرى آنها را به دست گرفت» «ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ».
يعنى نه تنها آفرينش از او است، كه اداره و رهبرى جهان نيز با او مىباشد.
و اين پاسخى است به آنها كه جهان را در آفرينش نيازمند به خدا مىدانند نه در بقا و ادامه هستى.
آنگاه به آفرينش شب و روز پرداخته، مىفرمايد: «او است كه شب را همچون پوششى بر روز مىافكند و روشنائى روز را با پردههاى ظلمانى شب مىپوشاند» «يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ».
جالب توجه اين كه: تعبير فوق تنها در مورد شب ذكر شده و نفرموده «به وسيله روز تاريكى شب را نيز مىپوشاند»؛ زيرا پوشش تنها مناسب تاريكى است، نه روشنائى.
بعد از آن اضافه مىكند: «شب با سرعت به دنبال روز در حركت است» «يَطْلُبُهُ حَثيثاً».
همانند طلبكارى كه با سرعت به دنبال بدهكار مىدود.
اين تعبير با توجه به موقعيت شب و روز در كره زمين تعبير جالبى است؛ زيرا اگر كسى از بيرون كره زمين ناظر چگونگى حركت آن به دور خود و افتادن سايه مخروطى شكل زمين بر روى خودش بوده باشد با توجه به اين كه كره زمين با سرعت سرسامآورى (در حدود ٣٠ كيلومتر در دقيقه) به دور خود مىگردد، چنين احساس مىكند كه گويا هيولاى سياه مخروطى شكل با سرعت زياد در روى اين كره به دنبال روشنائى روز در حركت است.