تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٦
***
اما اين مغروران متكبر دست از كار خود بر نداشتند و مجدداً به تضعيف روحيه جمعيت مؤمنان اقدام كردند، قرآن مىفرمايد: «آنها كه استكبار ورزيدند گفتند: ما به آنچه شما ايمان آوردهايد كافريم» «قالَ الَّذينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا بِالَّذي آمَنْتُمْ بِهِ كافِرُونَ».
و از آنجا كه آنها به خاطر قدرت و ثروت ظاهريشان هميشه در جامعه پيشوا و الگوى مردم بودند، چنين مىپنداشتند: اين بار نيز با اظهار كفر و بىايمانى، الگو براى دگران خواهند شد و مردم از آنان پيروى خواهند كرد.
ولى به زودى به اشتباه خود پىبردند و متوجه شدند كه مردم اين بار در پرتو ايمان به خدا، شخصيت تازهاى يافته و از استقلال فكرى و نيروى اراده بهرهمند شدهاند.
جالب توجه اين كه: در آيات فوق از اشراف بىايمان به عنوان «مستكبران» و از تودههاى زحمتكش با ايمان، به عنوان «مستضعفان» ياد شده، و اين نشان مىدهد كه:
دسته اول با خودبرتربينى و غصب حقوق مردم زيردست و جذب نيروهاى آنها به آن موقعيت رسيده بودند كه به زبان امروز مىتوان از آنها به طبقه «استثماركننده» و «استثمارشونده» تعبير كرد.
***
قرآن پس از آن از عكسالعمل مأيوس شدن مستكبران و آخرين تصميم آنها چنين خبر مىدهد:
هنگامى كه ثروتمندان متكبر و خودخواه از ايجاد تزلزل در پايههاى ايمان تودههاى مردم با ايمان مأيوس شدند.