تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩١
زشت و ناپسند است، نه همه گناهان، و شايد تأكيد روى اين مطلب كه خواه پنهان باشد يا آشكار، از اين جهت است كه عربهاى جاهلى، عمل زشت منافى عفت را اگر پنهانى انجام مىشد، مجاز مىشمردند، و تنها در صورتى كه آشكار بود ممنوع مىدانستند.
پس از آن، موضوع را تعميم داده و به تمام گناهان اشاره كرده، مىفرمايد:
«و هر نوع گناه» «وَ الإِثْمَ».
«إِثْم» در اصل به معنى هر گونه كارى است كه زيانبخش باشد و موجب انحطاط مقام انسان گردد، و او را از رسيدن به ثواب و پاداش نيك باز دارد، بنابراين هر نوع گناهى در مفهوم وسيع «اثم» داخل است.
ولى بعضى از مفسران، «إِثْم» را در اينجا تنها به معنى «شراب» گرفتهاند، و شعر معروف:
شَرِبْتُ الإِثْمَ حَتّى زالَ عَقْلِي كَذاكَ الإِثْمُ يَذْهَبُ بِالْعُقُول:
«آن قدر اثم (شراب) نوشيدم كه عقلم گم شد، آرى شراب، با عقل آدمى اين چنين مىكند». «١»
اما ظاهر اين است كه تمام مفهوم «اثم» اين نيست، بلكه يكى از افراد روشن آن است.
بار ديگر روى چند قسمت از بزرگترين گناهان انگشت گذارده، مىفرمايد:
«و هر گونه ستم و تجاوز به ناحق به حقوق ديگران» «وَ الْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ».
«بَغْى» به معنى كوشش و تلاش براى به دست آوردن چيزى است، ولى غالباً