تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٠
سپس با سوء استفاده از آزادى خود، بناى طغيان و سركشى را گذاشت و رانده درگاه خداوند گرديد و لقب شيطان را به خود اختصاص داد.
ثانياً- وجود شيطان براى پويندگان راه حق، نه تنها زيانبخش نيست، كه رمز تكامل نيز محسوب مىشود؛ زيرا وجود يك دشمن قوى در مقابل انسان، باعث پرورش و ورزيدگى او مىگردد.
و اصولًا هميشه تكاملها در ميان تضادها به وجود مىآيد، و هيچ موجودى راه كمال را نمىپويد مگر اين كه در مقابل ضد نيرومندى قرار گيرد.
نتيجه اين كه: شيطان گرچه به حكم آزادى اراده در برابر اعمال خلاف خود مسئول است، ولى وسوسههاى او، زيانى براى بندگان خدا و آنهائى كه مىخواهند در راه حق گام بردارند نخواهد داشت، بلكه به طور غير مستقيم براى آنها ثمربخش خواهد بود.
پاسخ سؤال دوم از آنچه در جواب سؤال اول گفتيم نيز روشن مىشود؛ زيرا ادامه حيات او به عنوان وجود يك نقطه منفى براى تقويت نقاط مثبت نه تنها ضرر نداشت، كه مؤثر نيز بود، حتى قطع نظر از وجود شيطان، در درون خود ما، غرائز مختلفى وجود دارد، كه چون در برابر نيروهاى عقلانى و روحانى قرار گيرند، يك ميدان تضاد را تشكيل مىدهند كه در اين ميدان پيشرفت، تكامل و پرورش وجود انسان صورت مىگيرد. ادامه حيات شيطان نيز تقويت مبانى اين تضاد است.
به تعبير ديگر هميشه وجود يك راه راست با توجه به خطوط انحرافى پيرامون آن مشخص مىشود، و تا چنين مقايسهاى در ميان نباشد، راه راست بازشناخته نخواهد شد.
از اين گذشته، همان طور كه در بعضى از احاديث مىخوانيم، شيطان بعد از انجام آن گناه، سعادت و نجات خود را در جهان ديگر به كلى به خطر انداخت، و لذا در برابر عباداتى كه كرده بود، تقاضاى عمر طولانى در اين دنيا كرد كه طبق