تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٣
هر گاه آيتى براى ما بياورى كه بخواهى ما را با آن سحر كنى، ما به تو ايمان نخواهيم آورد» «وَ قالُوا مَهْما تَأْتِنا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِتَسْحَرَنا بِها فَما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنينَ».
تعبير به آيه، شايد به عنوان تمسخر بوده؛ زيرا موسى عليه السلام، معجزات خود را به عنوان آيات و نشانههاى خدا معرفى مىنمود، ولى آنها به عنوان سحر، آن را تفسير مىكردند.
لحن آيات و قرائن چنين نشان مىدهد كه: دستگاه تبليغاتى فرعون كه مسلماً با تناسب آن زمان، مجهزترين دستگاه تبليغاتى بود، و نظام حاكم مصر، كاملًا از آن بهرهبردارى مىكرد، در همه جا بسيج شده بود، كه تهمت سحر را به عنوان يك شعار عمومى بر ضد موسى عليه السلام، پخش كند؛ زيرا هيچ وصلهاى مناسبتر از آن براى معجزات موسى عليه السلام نيافته بودند، تا بدين وسيله جلو نفوذ او را در قلوب مردم بگيرند.
***
ولى از آنجا كه خداوند بدون اتمام حجت كافى، هيچ جمعيتى را كيفر نمىدهد، در آيه بعد مىفرمايد كه ما چندين بلا بر آنها نازل كرديم شايد بيدار شوند.
نخست «طوفان را بر آنها فرستاديم» «فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الطُّوفانَ».
«طوفان» از ماده «طوف» (بر وزن خوف) به معنى موجود گردنده و طواف كننده است، سپس به هر حادثهاى كه انسان را احاطه كند، طوفان گفته شده، ولى در لغت عرب، بيشتر به سيلابها و امواج گردنده و كوبندهاى گفته مىشود كه خانهها را ويران مىكند و درختان را از ريشه برمىكند (اگر چه در زبان فارسى امروز، طوفان، بيشتر به بادهاى شديد و كوبنده اطلاق مىگردد).