تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٨
آيا در حفظ عقائد جامعه بنىاسرائيل كوتاهى كردى و با فرمان من مخالفت نمودى؟ «١»
اين واكنش از يكسو، روشنگر حال درونى موسى عليه السلام و التهاب و بىقرارى و ناراحتى شديد او در برابر بتپرستى و انحراف آنها بود.
و از سوى ديگر، وسيله مؤثرى براى تكان دادن مغزهاى خفته بنىاسرائيل و توجه دادن آنها به زشتى فوقالعاده اعمالشان.
بنابراين، اگر فرضاً انداختن «الواح تورات» در اينجا زنندگى داشته باشد و حمله به سوى برادر كار صحيحى به نظر نرسد.
اما با توجه به اين حقيقت كه بدون ابزار اين واكنش شديد، و عكسالعمل پر هيجان، هيچ گاه بنىاسرائيل به اهميت و عمق خطاى خويش پى نمىبردند و ممكن بود آثار بتپرستى در اعماق ذهنشان باقى بماند، اين كار نه تنها نكوهيده نبود، كه واجب و لازم محسوب مىگرديد.
و از اينجا روشن مىشود كه: ما هيچ نيازى به توجيهاتى كه بعضى از مفسران براى سازش دادن واكنش موسى عليه السلام با مقام عصمت انبياء ذكر كردهاند نمىبينيم.
زيرا مىتوان گفت: موسى عليه السلام در اينجا به قدرى ناراحت شد كه در هيچ لحظه از تاريخ بنىاسرائيل چنين ناراحتى و خشم شديدى براى او رخ نداده بود، چرا كه خود را در برابر بدترين صحنهها يعنى انحراف از خداپرستى به سوى گوسالهپرستى مىديد و تمام آثار تلاش و فعاليتهاى خود را در خطر مشاهده مىكرد.
بنابراين انداختن الواح و مؤاخذه شديد برادر در چنين لحظهاى كاملًا