تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٥
آيا اين مخلوق يكى از آيات عظيم الهى بوده كه براى ما ناشناخته مانده؟
يا نمونهاى از نيروى عظيم اتم.
يا امواج مرموز و تكاندهنده.
و يا صاعقهاى عظيم و وحشتناك كه كه بر كوه زد و برقى خيرهكننده و صدائى مهيب و وحشتناك و نيروئى عظيم از آن برخاست، آن چنان كه كوه به كلّى از هم پاشيد. «١»
گويا خداوند با اين كار مىخواست دو چيز را به موسى عليه السلام و بنىاسرائيل نشان دهد:
نخست اين كه: آنها قادر نيستند، پديده كوچكى از پديدههاى عظيم جهان خلقت را مشاهده كنند، با اين حال، چگونه تقاضاى مشاهده پروردگار و خالق را مىكنند.
ديگر اين كه: همان طور كه اين آيت عظيم الهى با اين كه مخلوقى بيش نبود خودش قابل مشاهده نبود، بلكه آثارش يعنى لرزه عظيم، و صداى مهيب او شنيده مىشد، اما اصل آن يعنى آن امواج مرموز يا نيروى عظيم، نه با چشم ديده مىشد و نه با حواس ديگر قابل درك بود.
با اين حال آيا هيچ كس در وجود چنين آيتى مىتوانست ترديد كند و بگويد چون خودش را نمىبينم و تنها آثارش را مىبينم نمىتوانم به آن ايمان بياورم؟