تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٩
١٤٨ وَ اتَّخَذَ قَوْمُ مُوسى مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًا جَسَداً لَهُ خُوارٌ أَ لَمْيَرَوْا أَنَّهُ لايُكَلِّمُهُمْ وَ لايَهْديهِمْ سَبيلًا اتَّخَذُوهُ وَ كانُوا ظالِمينَ
١٤٩ وَ لَمَّا سُقِطَ في أَيْديهِمْ وَ رَأَوْا أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّوا قالُوا لَئِنْ لَمْيَرْحَمْنا رَبُّنا وَ يَغْفِرْ لَنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرينَ
ترجمه:
١٤٨- قوم موسى بعد از (رفتن) او (به ميعادگاه خدا)، از زيورهاى خود گوسالهاى ساختند؛ جسد بى جانى كه صداى گوساله داشت! آيا آنها نمىديدند كه با آنان سخن نمىگويد، و به راه (راست) هدايتشان نمىكند؟! آن را (خداى خود) انتخاب كردند، و ظالم بودند!
١٤٩- و هنگامى كه حقيقت به دستشان افتاد، و ديدند گمراه شدهاند، گفتند: «اگر پروردگارمان به ما رحم نكند، و ما را نيامرزد، به طور قطع از زيانكاران خواهيم بود»!
تفسير:
آغاز گوسالهپرستى يهود
در اين آيات، يكى از حوادث اسفناك، و در عين حال تعجبآورى كه بعد از رفتن موسى عليه السلام به ميقات، در ميان بنىاسرائيل رخ داد، بازگو شده است و آن جريان گوسالهپرستى آنها است كه به دست شخصى به نام «سامرى» و با استفاده از زيورآلات بنىاسرائيل، انجام گرفت.
اهميت اين داستان به اندازهاى است كه قرآن در چهار سوره به آن اشاره