تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧
و گوشتهائى كه نه پليد است و نه از نظر بهداشتى زيانآور، اما از نظر اخلاقى و معنوى نشانه بيگانگى از خدا و دورى از مكتب توحيد است، و به همين دليل نيز تحريم شده است.
بنابراين، نبايد انتظار داشت گوشتهاى حرام، هميشه داراى زيانهاى بهداشتى باشد، بلكه گاهى به خاطر زيانهاى معنوى و اخلاقيش تحريم شده است.
و از اينجا روشن مىشود «شرائط ذبح اسلامى» نيز بر دو گونه است:
بعضى مانند بريدن رگهاى چهارگانه و بيرون ريختن خون حيوان، جنبه بهداشتى دارد، و بعضى مانند رو به قبله بودن و گفتن «بسم اللّه» و ذبح به وسيله مسلمان، جنبه معنوى.
در پايان آيه كسانى را كه از روى ناچارى و اضطرار، و نيافتن هيچ غذاى ديگر براى حفظ جان خويش، از اين گوشتهاى حرام استفاده مىكنند، استثناء كرده مىفرمايد: «كسانى كه اضطرار پيدا كنند، گناهى بر آنها نيست، مشروط بر اين كه تنها به خاطر حفظ جان باشد، نه به خاطر لذت و يا حلال شمردن حرام الهى و نه زياد از حدّ بخورند، در اين صورت پروردگار آمرزنده مهربان آنها را معاف خواهد ساخت» «فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحيمٌ». «١»
در حقيقت اين دو شرط براى آن است كه افرادى اضطرار را دستاويز براى تجاوز به حريم قوانين الهى نسازند، و به بهانه اضطرار از حدود مقررات خدا پا را فراتر ننهند.