تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٨
چشمبندى كردند و ترسانيدند؛ و سحر عظيمى پديد آوردند.
١١٧- (ما) به موسى وحى كرديم كه: «عصاى خود را بيفكن»! ناگهان (به صورت مار عظيمى درآمد كه) وسائل دروغين آنها را به سرعت بر مىگرفت.
١١٨- (در اين هنگام،) حق آشكار شد؛ و آنچه آنها ساخته بودند، باطل گشت.
١١٩- در آنجا (همگى) مغلوب شدند؛ و خوار و كوچك گشتند.
١٢٠- و ساحران (بى اختيار) به سجده افتادند.
١٢١- گفتند: «ما به پروردگار جهانيان ايمان آورديم.
١٢٢- پروردگار موسى و هارون»!
تفسير:
چگونه سرانجام حق پيروز شد؟
در اين آيات از درگيرى موسى عليه السلام با ساحران و سرانجام كار او در اين مبارزه گفتگو به ميان آمده است، در نخستين آيه مىفرمايد: «ساحران به دعوت فرعون به سراغ او شتافتند و نخستين چيزى كه در ميان گذاشتند اين بود: اگر ما غالب شويم آيا اجر و پاداش فراوانى خواهيم داشت»؟ «وَ جاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قالُوا إِنَّ لَنا لَا جْراً إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغالِبينَ».
كلمه «أَجْر» گر چه به معنى هر گونه پاداش است اما با توجه به اين كه: به صورت «نكره» است- و نكره در اين گونه موارد براى تعظيم و بزرگداشت يك موضوع مىآيد- به معنى اجر و پاداش مهم و فوقالعادهاى است.
به خصوص اين كه: در اصل اجر و پاداش جاى ترديد و گفتگو نبود، آنچه آنها مىخواستند از فرعون قبل از آن قول بگيرند، مسأله اجر و پاداش مهم و برجسته بود.