تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٢
همان طور كه در سوره «انعام» ذيل آيه ٢١ اشاره كردهايم، در چندين آيه از قرآن با تعبيرهاى مختلفى، «ستمكارترين مردم» معرفى شدهاند، ولى صفاتى كه براى آنها بيان شده، همه به يك ريشه باز مىگردد و آن شرك و بتپرستى و تكذيب آيات پروردگار است.
در آيه مورد بحث، علاوه بر تكذيب آيات الهى، تهمت و افتراء بر خدا به عنوان صفت بارز آنان، ذكر شده است.
با توجه به اين كه: از ديدگاه قرآن، ريشه تمام بدبختىها شرك، و سرمايه همه سعادتها توحيد است، روشن مىشود: چرا اين افراد گمراه و گمراهكننده، ستمكارترين مردمند؟
اينها هم به خويشتن ظلم مىكنند، و هم به جامعهاى كه به آن تعلق دارند، بذر نفاق و پراكندگى را در همه جا مىپاشند و مانع بزرگى بر سر راه وحدت صفوف و پيشرفتها و اصلاحات واقعى هستند. «١»
سپس وضع آنها را به هنگام مرگ چنين توصيف مىكند: «آنان چند روزى بهره خود را از آنچه برايشان مقدر شده است مىبرند و از نعمتهاى مختلف، سهم خود را مىگيرند، تا پيمانه عمرشان لبريز گردد و به اجل نهائى برسد، در اين هنگام فرشتگان ما كه مأمور گرفتن ارواحند به سراغ آنها مىآيند» «أُولئِكَ يَنالُهُمْ نَصيبُهُمْ مِنَ الْكِتابِ حَتَّى إِذا جائَتْهُمْ رُسُلُنا يَتَوَفَّوْنَهُمْ».
منظور از «كتاب» در جمله بالا مقدّراتى است كه خداوند براى بندگان خود از نعمتهاى مختلف اين جهان قرار داده است، اگر چه، بعضى از مفسران احتمال دادهاند: منظور از «كتاب»، كيفر الهى و يا اعم از هر دو بوده باشد.
ولى با توجه به كلمه «حَتّى» كه معمولًا اشاره به پايان چيزى است، روشن