تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣
الأُنْثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحامُ الأُنْثَيَيْنِ».
از آنجا كه حكم به حلال بودن يا حرام بودن اين حيوانات تنها به دست خداوندى است كه آفريننده آنها و آفريدگار بشر و تمام جهان هستى است، اگر كسى ادعاى تحليل يا تحريم كند، يا بايد از طريق گواهى عقل باشد، يا شخصاً وحى بر او نازل گردد، و يا به هنگام صدور اين فرمان از ناحيه پيغمبر صلى الله عليه و آله حضور داشته باشد.
در آيه قبل، تصريح شده بود كه هيچ گونه دليل علمى و عقلى براى تحريم اين حيوانات در اختيار مشركان نبود، و چون آنها ادعاى نبوت و وحى نيز نداشتند.
بنابراين تنها احتمال سوم باقى مىماند كه ادعا كنند به هنگام صدور اين فرمان به پيامبران الهى، حاضر و گواه بودهاند، لذا مىفرمايد: «آيا شما شاهد و گواه اين مطلب بوديد، هنگامى كه خداوند به اين موضوع توصيه كرد» «أَمْ كُنْتُمْ شُهَداءَ إِذْ وَصَّاكُمُ اللَّهُ بِهذا».
و چون جواب اين سؤال نيز منفى بوده، ثابت مىشود كه آنها جز تهمت و افتراء در اين باره سرمايهاى نداشتند.
لذا در پايان آيه اضافه مىكند: «چه كسى ستمكارتر است از آنها كه بر خدا دروغ مىبندند تا مردم را از روى جهل گمراه سازند، مسلماً خداوند هيچ گاه ستمگران را هدايت نخواهد كرد» «فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً لِيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ اللَّهَ لايَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ». «١»
از آيه فوق استفاده مىشود كه دروغ بستن به خدا يكى از بزرگترين ستمها