تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٧
مىدانيم حقيقت ظلم به معنى وسيع كلمه، آن است كه چيزى را در غير محل آن به كار برند، و شك نيست كه آيات الهى ايجاب مىكند همگان در برابر آن تسليم شوند و با پذيرا شدن آنها، خود و جامعه خويش را اصلاح نمايند.
ولى فرعون و اطرافيانش با انكار اين آيات به اين آيات ظلم و ستم كردند.
در پايان اضافه مىكند: «بنگر سرانجام كار مفسدان چگونه بود»؟! «فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدينَ».
اين جمله در حقيقت يك اشاره اجمالى به نابودى فرعون و قوم سركش او است كه شرح آن بعداً خواهد آمد.
***
آيه گذشته در حقيقت اشاره بسيار كوتاهى به مجموع برنامه رسالت موسى عليه السلام و درگيرىهاى او با فرعون و عاقبت كار آنها بود، اما در آيات بعد همين موضوع به طور مشروحتر مورد بررسى قرار گرفته، نخست مىفرمايد:
«موسى گفت: اى فرعون من فرستاده پروردگار جهانيانم» «وَ قالَ مُوسى يا فِرْعَوْنُ إِنِّي رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمينَ».
و اين نخستين برخورد موسى عليه السلام با فرعون و چهرهاى از درگيرى «حق» و «باطل» است.
جالب اين كه: گويا فرعون، اولين بار بود كه با خطاب اى فرعون! روبرو مىشد، خطابى كه در عين رعايت ادب، از هر گونه تملّق، چاپلوسى و اظهار عبوديت تهى بود؛ چرا كه ديگران معمولًا او را به عنوان سرورا! مالكا! پروردگار! و امثال آن، خطاب مىكردند.
و اين تعبير موسى عليه السلام براى فرعون به منزله زنگ خطرى محسوب مىشد!
به علاوه اين جمله كه موسى مىگويد: «من فرستاده پروردگار جهانيان