تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٤
١٤٢ وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ ميقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعينَ لَيْلَةً وَ قالَ مُوسى لِا خيهِ هارُونَ اخْلُفْني في قَوْمي وَ أَصْلِحْ وَ لاتَتَّبِعْ سَبيلَ الْمُفْسِدينَ
ترجمه:
١٤٢- و ما به موسى، سى شب وعده گذاشتيم؛ سپس آن را با ده شب (ديگر) تكميل نموديم؛ به اين ترتيب، ميعاد پروردگارش (با او)، چهل شب تمام شد. و موسى به برادرش هارون گفت: «جانشين من در ميان قومم باش. و (آنها را) اصلاح كن! و از روش مفسدان، پيروى منما»!
تفسير:
وعدهگاه بزرگ
در اين آيه، به يكى ديگر از صحنههاى زندگى بنىاسرائيل و درگيرى موسى با آنها اشاره شده است و آن جريان رفتن موسى به ميعادگاه پروردگار و گرفتن احكام «تورات» از طريق وحى و تكلم با خدا و آوردن جمعى از بزرگان بنىاسرائيل به ميعادگاه براى مشاهده اين جريان و اثبات اين كه: هرگز خداوند را با چشم نمىتوان ديد مىباشد، كه به دنبال آن داستان گوسالهپرستى بنىاسرائيل و انحراف از مسير توحيد و آن غوغاى عجيب سامرى ذكر شده است.
نخست مىفرمايد: «ما به موسى عليه السلام سى شب (يك ماه تمام) مواعده كرديم، سپس با ده روز ديگر آن را كامل ساختيم، و وعده خدا با او در چهل شب پايان يافت» «وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ ميقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعينَ