تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٠
٥٢ وَ لَقَدْ جِئْناهُمْ بِكِتابٍ فَصَّلْناهُ عَلى عِلْمٍ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
٥٣ هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْويلَهُ يَوْمَ يَأْتي تَأْويلُهُ يَقُولُ الَّذينَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ فَهَلْ لَنا مِنْ شُفَعاءَ فَيَشْفَعُوا لَنا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذي كُنَّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ
ترجمه:
٥٢- ما كتابى براى آنها آورديم كه (اسرار و رموز) آن را با آگاهى شرح داديم؛ (كتابى) كه مايه هدايت و رحمت براى جمعيتى است كه ايمان مىآورند.
٥٣- آيا آنها جز انتظار تأويل آيات را دارند؟! آن روز كه تأويل آنها فرا رسد، (كار از كار گذشته، و پشيمانى سودى ندارد؛ و) كسانى كه قبلًا آن را فراموش كرده بودند مىگويند: «فرستادگان پروردگار ما، حق را آوردند؛ آيا (امروز) شفيعانى براى ما وجود دارند كه براى ما شفاعت كنند، يا (اجازه داده شود) باز گرديم، و اعمالى غير از آنچه انجام مىداديم، انجام دهيم»؟! (ولى) آنها سرمايه وجود خود را از دست دادهاند؛ و معبودهائى را كه به دروغ ساخته بودند، همگى از نظرشان گم مىشوند.
تفسير:
قرآن كتاب هدايت و رحمت
آيه نخست اشاره به اين است كه: محروميت كفار و سرنوشت شومشان