تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٠
٢- شجره ممنوعه چه درختى بوده است؟
در شش مورد از قرآن مجيد به «شجره ممنوعه» اشاره شده است، بدون اين كه درباره كيفيت و يا نام آن سخنى به ميان آيد، ولى در منابع اسلامى دو نوع تفسير براى آن آمده است:
يكى تفسير «مادّى» كه طبق معروف در روايات، «گندم» بوده است. «١»
بايد توجه داشت كه عرب «شجرة» را تنها به درخت اطلاق نمىكند، بلكه به بوتههاى گياهان نيز شجره مىگويد، لذا در قرآن مجيد به بوته «كدو» شجره اطلاق شده است، مىفرمايد: «وَ أَنْبَتْنا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِنْ يَقْطِينٍ». «٢»
و ديگرى تفسير «معنوى» كه در روايات از آن تعبير به «شجره حسد» شده است؛ زيرا طبق اين روايات، آدم عليه السلام پس از ملاحظه مقام و موقعيت خود چنين تصور كرد كه مقامى بالاتر از مقام او وجود نخواهد داشت، ولى خداوند او را به مقام جمعى از اولياء از فرزندان او (پيامبر اسلام و خاندانش) آشنا ساخت، در او حالتى شبيه به حسد پيدا شد، و همين شجره ممنوعه بود كه آدم مأمور بود به آن نزديك نشود. «٣»
در حقيقت طبق اين روايات، آدم عليه السلام از دو درخت تناول كرد كه:
يكى از مقام او پائينتر بود و او را به سوى جهان ماده مىكشيد و آن گندم بود.
و ديگرى درخت معنوى مقام جمعى از اولياء خدا بود كه از مقام و موقعيت او بالاتر قرار داشت و چون از دو جنبه از حدّ خود تجاوز كرد به آن سرنوشت