تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٧
به نسبت تمديد مدت سى شب، به چهل شب، عجله به خرج داديد و در قضاوت شتاب نموديد، نيامدن مرا دليل بر مرگ و يا خلف وعده گرفتيد.
در حالى كه لازم بود حداقل كمى تأمل كنيد تا چند روزى بگذرد و حقيقت امر روشن گردد.
در اين هنگام، موسى عليه السلام در برابر لحظاتى بحرانى و طوفانى از زندگى بنىاسرائيل قرار گرفته بود، سر تا پايش از شدت خشم برافروخته و اندوه عميقى بر روح او سنگينى مىكرد، و شديداً نگران آينده بنىاسرائيل بود؛ زيرا تخريب و فساد كار آسانى است، و گاه از دست يك نفر خرابىهاى بزرگى ساخته است، ولى اصلاح و ترميم كار بسيار مشكلى است.
مخصوصاً در ميان يك ملت نادان، لجوج و متعصب، اگر نغمه مخالفى سر داده شود، برچيدن آثار شوم آن به اين آسانى ممكن نيست.
موسى عليه السلام در اينجا بايد خشم شديد خود را آشكار سازد و دست به بالاترين عكسالعملها بزند آن چنان كه افكار تخديرشده بنىاسرائيل را به هم بريزد و انقلابى در آن جامعه منحرف شده از حق، ايجاد كند، در غير اين صورت بازگشت آنها به آسانى ممكن نيست.
قرآن عكسالعمل شديد موسى عليه السلام را در برابر اين صحنه و در اين لحظات بحرانى و طوفانى چنين بازگو مىكند:
«موسى بىدرنگ الواح تورات را از دست خود افكند، و به سراغ برادرش هارون رفت و سر و ريش او را گرفت و به سوى خود كشيد»! «وَ أَلْقَى الأَلْواحَ وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ».
چنان كه از آيات ديگر قرآن مخصوصاً سوره «طه» استفاده مىشود علاوه بر اينها شديداً هارون عليه السلام را مورد سرزنش و ملامت قرار داد و بر او بانگ زد كه: