تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٦
دنبال مىگردد:
در آيات گذشته صحنهاى را كه به هنگام مرگ و بازپرسى فرشتگان قبض ارواح رخ مىدهد ترسيم شده بود و در اينجا صحنه برخورد گروههاى اغواكننده و اغواشونده را در قيامت شرح مىدهد، مىفرمايد:
«در روز رستاخيز خداوند به آنها مىفرمايد در صف گروههاى مشابه خود از جن و انس- كه پيش از شما بودند- قرار گيريد و در آتش داخل شويد» «قالَ ادْخُلُوا في أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الإِنْسِ فِي النَّارِ».
اين فرمان ممكن است به صورت يك فرمان تكوينى باشد، يعنى خداوند عملًا آنها را در يك جا قرار دهد.
و يا اين كه: شبيه يك فرمان تشريعى صادر شود كه با گوش خود بشنوند و ناچار از اطاعت آن بوده باشند.
هنگامى كه همگى را در آتش وارد كردند برخوردشان با هم مسلكهايشان شروع مىشود، برخوردى عجيب و عبرتانگيز، «هر دستهاى كه وارد دوزخ مىشود به ديگرى لعن و نفرين مىكند و او را مسئول بدبختى خويش مىداند» «كُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها». «١»
شايد بارها گفتهايم، صحنه قيامت انعكاس بزرگى از صحنههاى اين دنيا است، در اين جهان نيز بارها ديدهايم كه هر گروه از گروههاى منحرف به دسته ديگر بد مىگويد و از او متنفر است.
به عكس، پيامبران الهى و افراد صالح و مصلح، هر كدام آمدهاند برنامه ديگرى را تأئيد كردهاند و پيوستگى خود را در هدف با يكديگر اعلام داشتهاند.