تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٧
همانند آيه ٦١ از سوره «بقره» مىباشد آنجا كه مىفرمايد: وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَق: «آنها كه پيامبران را به ناحق مىكشند».
به خصوص اين كه: با كلمه «فِى الأَرْضِ» همراه است، كه به معنى سركشى و طغيان در روى زمين مىآيد، و مسلماً چنين عملى، هميشه به غير حق است.
آنگاه به سه قسمت از صفات اين گونه افراد «متكبر و سركش» و چگونگى «سلب توفيق حقپذيرى» از آنها اشاره كرده مىفرمايد:
«آنها اگر تمام آيات و نشانههاى الهى را ببينند، ايمان نمىآورند»! «وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لايُؤْمِنُوا بِها».
«و نيز اگر راه راست و طريق درست را مشاهده كنند، انتخاب نخواهند كرد» «وَ إِنْ يَرَوْا سَبيلَ الرُّشْدِ لايَتَّخِذُوهُ سَبيلًا».
و به عكس، «اگر راه منحرف و نادرست را ببينند، همان را راه خود انتخاب مىكنند» «وَ إِنْ يَرَوْا سَبيلَ الغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبيلًا».
بعد از ذكر اين صفات سهگانه كه همگى حكايت از انعطاف ناپذيريشان در برابر حق مىباشد، اشاره به دليل آن كرده، مىفرمايد: «اينها همه به خاطر آن است كه آيات ما را تكذيب كردند و از آن غافل بودند» «ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ كانُوا عَنْها غافِلينَ».
شك نيست كه تنها با يك يا چند مرتبه، تكذيب آيات الهى، انسان استحقاق چنان سلب توفيقى پيدا نخواهد كرد، و راه توبه و بازگشت، هنوز به روى او باز است.
ولى بدون شك ادامه و اصرار در اين راه، او را به جائى مىرساند كه حسّ تشخيص نيك و بد و راه راست و منحرف ( «رشد» و «غىّ») از او سلب مىگردد.