تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٨
قابل توجه اين كه: اين طرز تفكر، مخصوص به فرعونيان نبود، هم اكنون در ميان اقوام خودخواه و گمراه نيز اين موضوع به وضوح ديده مىشود كه براى قلب حقائق و گمراه ساختن وجدان خويش يا ديگران، هر زمان پيروزى نصيبشان شود آن را مرهون لياقت و كاردانى خويش مىدانند، هر چند لياقت آنها كمترين اثرى در آن پيروزى نداشته باشد.
و به عكس هر بدبختى دامنشان را مىگيرد فوراً به بيگانگان و دستهاى مرموز و يا آشكار دشمن نسبت مىدهند هر چند خودشان عامل اصلى بدبختى بوده باشند.
قرآن مجيد مىفرمايد: دشمنان پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نيز در برابر او چنين منطقى داشتند. «١»
و در جاى ديگر مىفرمايد: انسانهاى منحرف اين چنين هستند. «٢»
و اين در حقيقت يكى از مظاهر بارز روح خودخواهى و لجاجت است.
***
نكته:
فال نيك و بد
شايد هميشه در ميان انسانها و اقوام مختلف، فال نيك و بد رواج داشته است، امورى را به «فال نيك» مىگرفتند و دليل بر پيروزى و پيشرفت كار مىدانستند، و امورى را به «فال بد» مىگرفتند و دليل بر شكست و ناكامى و عدم پيروزى مىپنداشتند.
در حالى كه هيچ گونه رابطه منطقى در ميان پيروزى و شكست با اين گونه امور وجود نداشت، و مخصوصاً در قسمت فال بد، غالباً جنبه خرافى و نامعقول