تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٧
مجموعه آيات مربوط به سؤال و جواب در روز قيامت، چنين استفاده مىشود كه: مردم در آن روز، مراحل مختلفى را مىپيمايند، در پارهاى از مراحل هيچ گونه سؤال و پرسشى از آنها نمىشود، حتى مهر بر دهان آنها مىگذارند و تنها اعضاى پيكرشان كه آثار اعمال را در خود حفظ كردهاند، به عنوان يك گواه گويا و انكارناپذير، چگونگى اعمالشان را بازگو مىكنند.
در مرحله بعد، مهر از زبان آنها برداشته مىشود، به سخن مىآيند و از آنها پرسش مىشود، آنها نيز با مشاهده روشن شدن حقايق در پرتو گواهى اعضا، به اعمال خود اعتراف مىكنند، درست همانند مجرمى كه با مشاهده آثار عينى جرم، چارهاى جز اعتراف نمىبيند.
بعضى از مفسران نيز در تفسير اين آيات احتمال دادهاند كه: آيات نفىكننده سؤال، اشاره به سؤال و جواب زبانى است.
و آيات اثباتكننده سؤال، اشاره به سؤالاتى است كه از اعضاى بدن مىشود و آنها به زبان حال- همانند رنگ رخساره انسان كه خبر از سرّ درون او مىدهد- حقايق را بازگو مىكنند.
و در هر صورت اختلافى در ميان اين دو دسته آيات نيست.
***
٣- ترازوى سنجش اعمال در قيامت چيست؟
درباره چگونگى توزين اعمال در روز رستاخيز، بحث فراوانى در ميان مفسران و متكلمان شده است، و از آنجا كه بعضى چنين تصور كردهاند، «وزن» و «ترازو»، در آن جهان، همانند وزن و ترازو در اين جهان است، و از طرفى اعمال انسان سنگينى و وزنى ندارد كه بتوان آن را با ترازو سنجيد، ناچار شدهاند، از طريق تجسم اعمال، و يا اين كه خود اشخاص را به جاى اعمالشان در آن روز