تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٤
پس از آن، مىفرمايد: «ملخ را بر زراعتها و درختان آنها، مسلط ساخته» «وَ الْجَرادَ».
در روايات وارد شده است، آن چنان ملخ به جان درختان و زراعتها افتاد كه همه را از شاخ و برگ خالى كرد، حتى بدن آنها را نيز آزار مىداد آن چنان كه داد و فرياد آنها بلند شده بود. «١»
هر بار كه بلائى فرا مىرسيد، دست به دامن موسى عليه السلام مىزدند، تا از خدا بخواهد رفع بلا كند، بعد از طوفان و ملخخوارگى نيز همين تقاضا را كردند، و موسى عليه السلام پذيرفت و بلا برطرف شد، ولى باز دست از لجاجت خويش برنداشتند.
بار سوم «قمل را بر آنها مسلط ساخت» «وَ الْقُمَّلَ».
در اين كه منظور از «قُمَل» چيست؟ ميان مفسران گفتگو است، ولى ظاهر اين است كه يك نوع آفت نباتى بوده كه به غلات آنها افتاد، و همه را فاسد كرد.
هنگامى كه امواج اين بلا فرو نشست و باز ايمان نياوردند، بار ديگر، «نسل قورباغه را آن چنان افزايش داديم كه به صورت يك بلا زندگى آنها را فرا گرفت» «وَ الضَّفادِعَ». «٢»
همه جا قورباغههاى بزرگ و كوچك، حتى در خانهها، اطاقها و سفرهها و ظروف غذا مزاحم آنان بودند، آن چنان كه دنيا بر آنان تنگ شد ولى باز در برابر حق زانو نزدند و تسليم نشدند.