تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٢
به كوششهائى گفته مىشود كه براى غصب حق ديگران است و لذا مفهوم آن غالباً با مفهوم ظلم و ستم مساوى است.
روشن است توصيف «بَغْى» در آيه مورد بحث، به «غَيْرِ الْحَقّ» از قبيل توضيح و تأكيد روى معنى «بَغْى» است.
سپس به مسأله شرك اشاره كرده، مىفرمايد: و نيز پروردگار من، حرام كرده كه «شريكى بىدليل براى او قائل شويد» «وَ أَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ ما لَمْيُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً».
در اينجا نيز روشن است كه جمله «ما لَمْيُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً» براى تأكيد و توجه به اين حقيقت است كه: مشركان هيچ گونه دليل و گواه منطقى و خردپسندى در كار خود ندارند.
كلمه «سُلْطان» به معنى هر گونه دليل و گواهى است كه باعث تسلط و پيروزى انسان بر مخالف مىشود.
آخرين چيزى را كه به عنوان محرمات روى آن تكيه مىكند نسبت دادن چيزى به خدا بدون علم و آگاهى است، مىفرمايد: «و به خدا مطلبى نسبت دهيد كه نمىدانيد» «وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ».
درباره سخن گفتن بدون علم، ذيل آيه ٢٨ همين سوره نيز بحث كردهايم.
در آيات قرآن و روايات اسلامى روى اين مسأله زياد تأكيد شده و مسلمانان به شدت از گفتن چيزهائى كه نمىدانند، ممنوع شدهاند، تا آنجا كه در حديثى از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نقل شده: مَنْ أَفْتى بِغَيْرِ عِلْمٍ لَعَنَتْهُ مَلائِكَةُ السَّماواتِ وَ الأَرْضِ: «آن كس كه بدون علم و آگاهى فتوا دهد، فرشتگان آسمان و زمين او را لعنت مىكنند». «١»