تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٣
در آيه بعد، براى اين كه: كسى تصور نكند سؤال از امتها و پيامبرانشان دليل بر اين است كه: چيزى از علم خدا مخفى مىماند، با قاطعيت و صراحت و تأكيد آميخته با قسم مىفرمايد: «ما با علم و دانش خويش تمام اعمالشان را براى آنها شرح مىدهيم؛ زيرا ما هرگز از آنها غائب نبوديم، همه جا با آنها بوديم و در هر حال همراهشان» «فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيْهِمْ بِعِلْمٍ وَ ما كُنَّا غائِبينَ».
«فَلَنَقُصَّنَّ» كه از ماده «قصّه» گرفته شده است، در اصل به معنى پشت سر هم قرار گرفتن است، و چون در شرح يك ماجرا، مطالب پشت سر هم، پياده مىشود، به آن «قصّه» مىگويند.
و همچنين مجازاتى كه پشت سر جنايت انجام مىگردد، «قصاص» گفته مىشود.
و به قيچى «مِقَصّ» (بر وزن پسر) مىگويند، چون موها را پشت سر هم قطع مىكند.
و نيز جستجوى درباره چيزى را «قَصّ» (بر وزن مَسّ) مىگويند؛ زيرا شخص جستجوگر حوادث را پشت سر هم تعقيب و دنبال مىكند.
از آنجا كه در آيه، چهار نوع تأكيد در اين زمينه ديده مىشود (لام قسم، نون تأكيد، و كلمه «علم»- كه به صورت نكره ذكر شده و منظور از آن بيان عظمت است- و جمله: ما كُنَّا غائِبينَ: «هيچ گاه غايب نبودهايم») استفاده مىشود كه منظور آن است: ما تمام جزئيات كار آنها را «مو به مو» و «پشت سر هم» برايشان تشريح مىكنيم تا بدانند، كوچكترين نيّت يا عملى از علم ما پنهان نمىماند. «١»
***
در آيه بعد، براى تكميل بحث رستاخيز، اشاره به مسأله «سنجش اعمال»