تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٢
الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ».
«اما زمينهاى شورهزار و خبيث و زشت، چيزى جز گياهان ناچيز و كم ارزش نمىروياند» «وَ الَّذي خَبُثَ لايَخْرُجُ إِلَّا نَكِداً». «١»
همچنين فرمان رستاخيز، گر چه سبب تجديد حيات و جان گرفتن انسانها مىگردد، ولى همه انسانها يكسان وارد محشر نمىشوند، آنها نيز همانند زمينهاى شيرين و شورهزار با هم متفاوتند، تفاوتى كه از اعمال و عقائد و نياتشان سرچشمه مىگيرد.
و در پايان آيه مىفرمايد: «اين چنين، آيات را براى كسانى كه شكرگزارند، از آن استفاده مىكنند و راه هدايت را مىپويند، بيان مىكنيم» «كَذلِكَ نُصَرِّفُ الآْياتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ».
آيه فوق در حقيقت اشاره به يك مسأله مهم است كه در زندگى اين جهان و جهان ديگر در همه جا تجلى مىكند، و آن اين كه: تنها «فاعليتِ فاعل» براى به ثمر رسيدن، كافى نيست بلكه استعداد و «قابليتِ قابل» نيز شرط است، از دانههاى باران حياتبخشتر و لطيفتر تصور نمىشود، اما همين «بارانى كه در لطافت طبعش كلامى نيست در يك جا سبزه و گل مىروياند و در جاى ديگر خس و خاشاك»!
***