تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٢
از درخت حيات و زندگى نيز بخورد و همچون خدايان! حيات جاويدان پيدا كند!
و اين از روشنترين قرائنى است كه گواهى مىدهد، «تورات» فعلى كتاب آسمانى نيست بلكه ساخته مغز بشر كم اطلاعى است كه علم و دانش را براى آدم عيب مىپندارد و آدم را به گناه علم و دانش، مستحق رانده شدن از بهشت خدا مىشمرد، گويا بهشت جاى افراد فهميده نبود!
جالب اين كه دكتر «ويليام ميلر» كه او را به عنوان «مفسر برجسته و تواناى انجيل» (و به طور كلى عهدين) بهشمار مىآورند، در كتاب خود تحت عنوان «مسيحيت چيست؟» چنين مىنويسد:
«شيطان به صورت مار داخل باغ شد و حوا را راضى كرد كه از ميوه آن درخت بخورد، سپس حوا آن را به آدم داد و آدم هم از آن ميوه خورد، اين عمل والدين اوليه ما، تنها يك اشتباه معمولى، و يا خطائى از راه بىفكرى نبود، بلكه عصيان عمدى بر ضد خالق بود.
به عبارت ديگر آنها مىخواستند، خدا شوند، آنها مايل نبودند مطيع اراده خدا گردند، بلكه مىخواستند، اميال خود را انجام دهند، نتيجه چه شد؟
خدا آنها را به شدت سرزنش نمود و از باغ بيرون راند تا در جهان پر درد و رنج، زندگى كنند. «١»
اين مفسر «تورات و انجيل» در حقيقت، خواسته است شجره ممنوعه تورات را توجيه كند، ولى بالاترين گناه يعنى ضديت و جنگ با خدا را به آدم نسبت داده است.
چه خوب بود به جاى اين گونه تفسيرها، لااقل، اعتراف به دستكارى در