تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٢
عباس»، «سعيد بن جبير» و امثال آنها به همين مضمون نقل شده است. «١»
در همين تفاسير نيز مداركى بر اين كه اهل اعراف، صلحاء و فقها و علما و يا فرشتگان هستند ديده مىشود.
گر چه ظاهر آيات و ظاهر اين روايات در ابتدا متضاد به نظر مىرسد، و شايد همين امر سبب شده است كه مفسران در اين باره اظهار نظرهاى متفاوت و گوناگون كنند.
اما با دقت روشن مىشود نه در ميان آيات و نه در ميان روايات تضادى وجود ندارد، بلكه همه يك واقعيت را تعقيب مىكنند.
توضيح اين كه:
همان طور كه گفتيم، از مجموع آيات و روايات چنين استفاده مىشود:
«اعراف» گذرگاه سخت و صعب العبورى بر سر راه بهشت سعادت جاويدان است.
طبيعى است افراد نيرومند و قوى، يعنى صالحان و پاكان با سرعت از اين گذرگاه عبور مىكنند اما افرادى كه خوبى و بدى را به هم آميختند، در اين مسير وا مىمانند.
همچنين طبيعى است كه سرپرستان جمعيت و پيشوايان قوم در گذرگاههاى سخت همانند فرماندهانى كه در اين گونه موارد در آخر لشكر راه مىروند تا همه سپاهيان بگذرند، در آنجا توقف مىكنند تا به كمك ضعفاى مؤمنان بشتابند و آنها كه شايستگى نجات را دارند در پرتو امدادشان رهائى يابند.
بنابراين، در «اعراف»، دو گروه وجود دارند، ضعيفان و آلودگانى كه در