تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٧
تَحْتِهِمُ الأَنْهارُ».
سپس رضايت و خشنودى كامل و همه جانبه اهل بهشت را با اين جمله منعكس مىكند كه آنها مىگويند: «حمد و سپاس مخصوص خداوندى است كه ما را به اين همه نعمت رهنمون شد و اگر او ما را راهنمائى نمىكرد، هرگز، هدايت نمىيافتيم، اين توفيق او بود كه دست ما را گرفت و از گذرگاههاى زندگى عبور داد و به سر منزل سعادت رسانيد» «وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ».
آن گاه مىافزايد: آنها چنين اقرار مىكنند: «مسلماً فرستادگان پروردگار ما، راست مىگفتند و ما با چشم خود درستى گفتار آنها را هم اكنون مىبينيم» «لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ».
و سرانجام مىفرمايد: «در اين هنگام ندائى بر مىخيزد، و اين جمله را در گوش جان آنها سر مىدهد كه اين بهشت را به خاطر اعمال پاكتان به ارث برديد» «وَ نُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوها بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ».
بار ديگر به اين حقيقت مىرسيم كه نجات در سايه عمل صالح است، نه پندارها و خيالات بىاساس.
«أُورِثْتُمُوها» از ماده «ارث» گرفته شده و «ارث» در اصل به معنى انتقال يافتن مال و ثروتى از كسى به ديگرى است بدون اين كه قراردادى در ميان آنها باشد (يعنى از مسير طبيعى نه خريد و فروش و مانند آن) و اگر به انتقال اموال ميت به بازماندگانش ارث گفته مىشود، نيز از همين نظر است.
***