تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٢
ظالِمينَ».
***
ولى با مراجعت موسى عليه السلام و روشن شدن مسائل، بنىاسرائيل به اشتباه خود پىبردند، از كار خود نادم و پشيمان گشتند و از خدا تقاضاى عفو و بخشش كردند، قرآن مىفرمايد: «و هنگامى كه حقيقت به دستشان افتاد، و ديدند گمراه شدهاند گفتند: اگر پروردگار ما به ما رحم نكند و ما را نبخشد به طور مسلّم از زيانكاران خواهيم بود»! «وَ لَمَّا سُقِطَ في أَيْديهِمْ وَ رَأَوْا أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّوا قالُوا لَئِنْ لَمْيَرْحَمْنا رَبُّنا وَ يَغْفِرْ لَنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرينَ».
جمله وَ لَمَّا سُقِطَ في أَيْديهِمْ: «به معنى هنگامى كه حقيقت به دستشان افتاد، يا هنگامى كه نتيجه شوم اعمالشان به دستشان افتاد، و يا هنگامى كه چاره از دست آنها ساقط شد» در ادبيات عرب كنايه از ندامت و پشيمانى است؛ زيرا هنگامى كه واقعيات به دست انسان بيفتد و از حقيقت امر آگاه گردد، و يا به نتايج نامطلوب برسد، و يا راه چاره بر او بسته شود، طبعاً پشيمان خواهد شد، بنابراين پشيمانى از لوازم مفهوم اين جمله است.
به هر حال، بنىاسرائيل از كرده خويش پشيمان گشتند ولى مطلب به همين جا خاتمه نيافت، چنان كه در آيات بعد خواهيم خواند.
***
نكته:
چگونه گوساله طلائى صدا كرد؟
كلمه «خُوار» به معنى صداى مخصوصى است كه از گاو يا گوساله برمىخيزد، جمعى از مفسران معتقدند: سامرى با اطلاعاتى كه داشت، لولههاى مخصوصى در درون سينه گوساله طلائى كار گذاشته بود كه هواى فشرده از آن