تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٦
اين كلمه در مورد كسى كه با حركات مخصوص خود اظهار خضوع و تواضع مىكند، به كار مىرود.
بر اين اساس، اگر در آيه فوق مىخوانيم خدا را از روى تضرع بخوانيد يعنى با كمال خضوع و خشوع و تواضع روى به سوى او آريد، در حقيقت دعاكننده نبايد تنها زبانش چيزى را بخواهد، كه بايد روح دعا در درون جان او و در تمام وجودش منعكس گردد، زبان تنها ترجمان آنها باشد، و به عنوان نمايندگى همه اعضاى او سخن گويد.
و اين كه در آيه فوق دستور داده شده: خدا را به طور «خفيه» و در پنهانى بخوانيد براى اين است كه از «ريا» دورتر، به اخلاص نزديكتر، و توأم با تمركز فكر و حضور قلب باشد.
در حديثى مىخوانيم: پيامبر صلى الله عليه و آله در يكى از غزوات بود، هنگامى كه سپاهيان اسلام كنار درّهاى رسيدند فرياد خود را به «لا إِلهَ إِلَّا اللَّه» و «اللَّهُ أَكْبَر» بلند كردند، پيامبر فرمود: يا أَيُّهَا النَّاسُ إِرْبَعُوا عَلى أَنْفُسِكُمْ أَما إِنَّكُمْ لاتَدْعُونَ أَصَمَّ وَ لا غائِباً إِنَّكُمْ تَدْعُونَ سَمِيعاً قَرِيباً إِنَّهُ مَعَكُمْ:
«اى مردم اندكى آرامتر دعا كنيد شما شخص كر و غائبى را نمىخوانيد شما كسى را مىخوانيد كه شنوا و نزديك است و با شما است». «١»
اين احتمال نيز در آيه داده شده است كه منظور از «تضرع» دعاى آشكار و منظور از «خفيه» دعاى پنهانى است؛ زيرا هر مقامى اقتضائى دارد گاهى بايد آشكارا و گاهى پنهانى دعا كرد، روايتى كه از «على بن ابراهيم» در ذيل آيه نقل