تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٤
و آمرزش را دارند) از طرف امامان و پيشوايان دستور داده مىشود: «به سوى بهشت برويد نه ترسى داريد و نه غمى». «١»
شبيه همين مضمون در تفاسير اهل تسنن از «حذيفه» از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده است. «٢»
بار ديگر تكرار مىكنيم: سخن درباره جزئيات رستاخيز و خصوصيات زندگى در جهان ديگر، درست به اين مىماند كه ما از دور شبحى ببينيم و آن را توصيف كنيم در حالى كه آن شبح با زندگى ما تفاوت بسيارى دارد و ما تنها با الفاظ محدود و نارساى خود مىتوانيم به آن اشاره كوتاهى كنيم.
نكته قابل توجه اين كه: زندگى در جهان ديگر بر اساس الگوهائى است كه از اين جهان گرفته مىشود، در مورد اعراف نيز همين گونه است؛ زيرا در اين دنيا مردم سه گروهند:
مؤمنان راستين كه در پرتو ايمان به آرامش كامل رسيدهاند و از هيچ گونه مجاهدتى دريغ ندارند.
معاندان و دشمنان لجوج حق كه به هيچ وسيله به راه نمىآيند.
و گروه سومى كه در گذرگاه صعب العبورى ميان اين دو گروه قرار گرفتهاند و بيشتر توجه رهبران راستين و پيشوايان حق نيز به آنها است كه در كنارشان بمانند، دستشان را بگيرند و از مرحله اعراف مانند، نجاتشان دهند تا در صف مؤمنان حقيقى قرار گيرند.