تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٤
تفسير:
گوشهاى از نعمتهاى خدا به بنىاسرائيل
در آيات فوق، باز سخن پيرامون بنىاسرائيل، سرنوشت و رويدادهاى تاريخ آنها است.
در آيه نخست، اشاره به واقعيتى مىكند كه شبيه آن را در قرآن ديدهايم.
واقعيتى كه حكايت از روح حقطلبى قرآن دارد، و آن احترام به موقعيت اقليتهاى صالح است يعنى: چنان نبود كه بنىاسرائيل يكپارچه فاسد و مفسد باشند و اين نژاد عموماً مردمى گمراه و سركش معرفى شوند.
بلكه در برابر اكثريت مفسده جو، اقليتى وجود داشتند صالح و ناهماهنگ با كارهاى اكثريت.
قرآن براى اين اقليت صالح، اهميت خاصى قائل شده است، مىفرمايد: «از قوم موسى عليه السلام گروهى هستند كه دعوت به سوى حق مىكنند، و حاكم به حق و عدالتند» «وَ مِنْ قَوْمِ مُوسى أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ».
اين آيه ممكن است اشاره به گروه كوچكى باشد كه تسليم «سامرى» و دعوت او نشدند و همه جا حامى و طرفدار مكتب موسى عليه السلام بودند و يا گروههاى صالح ديگرى كه بعد از موسى عليه السلام بر روى كار آمدند.
ولى اين معنى با ظاهر آيه چندان سازگار نيست؛ زيرا «يَهْدُونَ» و «يَعْدِلُونَ» فعل مضارع است و حداقل حكايت از زمان حال يعنى عصر نزول قرآن مىكند، و وجود چنين گروهى را در آن زمان اثبات مىنمايد، مگر اين كه: كلمه «كانَ» در تقدير بگيريم، تا آيه اشاره به زمان گذشته بوده باشد و مىدانيم تقدير گرفتن، بدون وجود قرينه خلاف ظاهر است.
و نيز مىتواند ناظر به اقليتى از يهود باشد كه در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله مىزيستند،