تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٨
كسى باقى نماند، لذا آن را به صورت توبه و با جمله «تُبْتُ إِلَيْكَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنينَ» بيان فرمود.
***
٥- خداوند به هيچ وجه قابل رؤيت نيست
اين آيه، از آياتى است كه به خوبى گواهى مىدهد: به هيچ وجه خدا را نمىتوان ديد؛ زيرا كلمه «لَنْ» طبق مشهور در ميان ادباء براى نفى ابد است.
بنابراين جمله «لَنْتَرانِى» مفهومش چنين مىشود: نه در اين جهان و نه در جهان ديگر مرا نخواهى ديد.
و اگر (فرضاً) كسى در اين موضوع ترديد كند كه «لَنْ» براى نفى ابد است، باز اطلاق آيه و اين كه نفى رؤيت بدون هيچ قيد و شرطى ذكر شده، دليل بر اين است كه: در هيچ زمان و در هيچ شرائطى خداوند، قابل رؤيت نيست.
دلائل عقلى نيز، ما را به همين حقيقت رهنمون مىگردد؛ زيرا رؤيت مخصوص اجسام است.
بنابراين، اگر در روايات اسلامى يا آيات قرآن تعبير «لقاى پروردگار» آمده است، منظور، همان مشاهده با چشم دل و ديده خرد است؛ زيرا قرينه عقلى و نقلى بهترين شاهد براى اين موضوع مىباشد. «١»
***