تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٦
تازه مشكل امنيت، تنها يكى از مشكلات آنها است، نابسامانىهاى فراوان اجتماعى ديگرى دارند كه آنها نيز به نوبه خود بسيار دردناكند، با توجه به اين حقايق، ثروت را نبايد با خوشبختى اشتباه كرد.
ب- اما اين كه: گفته مىشود چرا جوامعى كه داراى ايمان و پرهيزگارى هستند، عقب ماندهاند؟
اگر منظور از ايمان و پرهيزگارى تنها ادعاى اسلام و ادعاى پايبند بودن به اصول تعليمات انبياء بوده باشد، قبول داريم چنين افرادى عقب ماندهاند.
ولى مىدانيم حقيقت ايمان و پرهيزگارى، چيزى جز نفوذ آن در تمام اعمال و همه شئون زندگى نيست، و اين امرى است كه با ادعا تأمين نمىگردد.
با نهايت تأسف، امروز، اصول تعليمات اسلام و پيامبران خدا در بسيارى از جوامع اسلامى متروك يا نيمه متروك مانده است و چهره اين جوامع، چهره مسلمانان راستين نيست.
اسلام دعوت به پاكى، درستكارى، امانت و تلاش و كوشش مىكند، اما كو آن امانت و تلاش؟!
اسلام دعوت به علم و دانش و آگاهى و بيدارى مىكند، كو آن علم و آگاهى سرشار؟!
اسلام دعوت به اتحاد و فشردگى صفوف و فداكارى مىكند، آيا به راستى اين اصل به طور كامل در جوامع اسلامى امروز حكمفرما است؟ و با اين حال عقب ماندهاند؟!
بنابراين، بايد اعتراف كرد: اسلام چيزى است و ما مسلمانان چيز ديگر.
***