تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨
ولى در بعضى از روايات اهلبيت عليهم السلام مانند روايتى كه در تفسير «عياشى» از امام صادق عليه السلام نقل شده چنين مىخوانيم: الْباغِي الظَّالِمُ وَ الْعادِي الْغاصِبُ: «منظور از باغى، ستمگر است و منظور از عادى، غاصب است». «١»
و نيز در روايت ديگرى از امام عليه السلام نقل شده كه فرمود: الْباغِي الْخارِجُ عَلَى الإِمامِ وَ الْعادِي اللُّصُّ: «منظور از باغى كسى است كه بر ضد امام عادل و حكومت اسلامى قيام كند و منظور از عادى دزد است». «٢»
اين روايات و مانند آنها اشاره به اين است كه اضطرار به خوردن گوشتهاى حرام، معمولًا در سفرها رخ مىدهد، اگر كسى در راه ظلم و ستم و يا غصب و دزدى، اقدام به سفر كند و گرفتار كمبود غذا شود، خوردن گوشتهاى حرام براى او جائز نيست، گرچه موظف است براى حفظ جان خود از آن گوشتها استفاده كند، ولى كيفر اين گناه را خواهد داشت، چه اين كه مقدمات چنين سفر حرامى را خودش فراهم ساخته است و در هر صورت اين روايات، با مفهوم كلى آيه كاملًا سازگار است.
***
نكته:
پاسخ به يك سؤال
در اينجا يك سؤال پيش مىآيد كه: چگونه تمام محرمات الهى در زمينه غذاها منحصر به چهار چيز شمرده شده است؟ با اين كه: مىدانيم غذاهاى حرام منحصر به اينها نيست، گوشت حيوانات درنده و گوشت حيوانات دريائى (جز