تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٨
كرده گفت: «شما جمعيت جاهل و بىخبرى هستيد»! «قالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ».
***
در آيه بعد مىخوانيم: موسى عليه السلام براى تكميل سخن خود به بنىاسرائيل گفت: «اين جمعيت بتپرست را كه مىبينيد، كارشان به هلاكت مىانجامد و عملشان باطل و بىاساس است» «إِنَّ هؤُلاءِ مُتَبَّرٌ ما هُمْ فيهِ وَ باطِلٌ ما كانُوا يَعْمَلُونَ».
يعنى، هم عملشان بيهوده و رنجهايشان بىنتيجه است و هم سرانجام يك قوم بتپرست و مشرك، به هلاكت و نابودى مىكشد (زيرا «مُتَبَّر» از ماده «تبار» به معنى هلاكت است).
***
و باز براى تأكيد اضافه كرد: «آيا معبودى غير از خدا براى شما انتخاب كنم؟
همان خدائى كه شما را بر جهانيان (مردم عصر خود) برترى داد» «قالَ أَ غَيْرَ اللَّهِ أَبْغيكُمْ إِلهاً وَ هُوَ فَضَّلَكُمْ عَلَى الْعالَمينَ».
يعنى اگر انگيزه پرستش خدا، حسّ شكرگزارى باشد، همه نعمتهاى شما از ناحيه خدا است و اگر انگيزه پرستش و عبوديت، منشأ اثر بودن باشد، باز آن هم مربوط به خدا است.
بنابراين، به هر حسابى باشد جز خداوند قادر منّان شايسته پرستش نيست.
***
سرانجام خداوند يكى از نعمتهاى بزرگ خود را به بنىاسرائيل، ياد آور مىشود، تا با توجه به اين نعمت بزرگ، حسّ شكرگزارى در آنها تحريك گردد، و بدانند شايسته پرستش، خضوع و عبادت، تنها ذات پاك او است، و هيچ دليلى ندارد كه در مقابل بتهائى كه كمترين سود و زيانى ندارند، سر تعظيم فرود