تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦١
قسمتى از اين بادها كه در پيشاپيش تودههاى ابر در حركتند و آميخته با رطوبت ملايمى هستند، نسيم دلانگيزى ايجاد مىكنند كه از درون آن بوى باران حياتبخش به مشام مىرسد، اينها در حقيقت مبشران نزول باران هستند.
سپس تودههاى عظيم ابر، دانههاى باران را از خود بيرون مىفرستند، نه چندان درشتند كه زراعتها را بشويند و زمينها را ويران كنند، و نه چندان كوچك كه در فضا سرگردان بمانند، آرام و ملايم بر زمين مىنشينند، و آهسته در آن نفوذ مىكنند و محيط را براى رستاخيز بذرها و دانهها آماده مىسازند.
زمينى كه در خشكى مىسوخت و شباهت كامل به منظره يك گورستان خاموش و خشك داشت، تبديل به كانون فعالى از حيات و زندگى و باغهاى پر گل و پر ميوه مىشود.
و به دنبال آن اضافه مىكند: «اين چنين مردگان را از زمين بيرون مىآوريم» «كَذلِكَ نُخْرِجُ الْمَوْتى»، و لباس حيات را در اندامشان مىپوشانيم.
و سرانجام توجه مىدهد: اين مثال را براى آن آورديم كه نمونه معاد را در اين دنيا كه همه سال در برابر چشم شما تكرار مىشود به شما نشان دهيم «تا متذكر گرديد» «لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ». «١»
***
در آيه بعد، براى اين كه گمان نشود يكنواخت بودن باران، دليل آن است كه همه سرزمينها يكسان زنده مىشوند، و براى اين كه روشن گردد، استعدادها و آمادگىهاى متفاوت سبب استفادههاى مختلف از مواهب الهى مىشود، مىفرمايد: «سرزمين شيرين و پاكيزه، گياهش به اذن پروردگارش مىرويد» «وَ