تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٣
نخست مىفرمايد: «آنها جز اين انتظار ندارند كه فرشتگان مرگ به سراغشان بيايند»! «هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ».
«يا اين كه پروردگارت به سراغ آنها بيايد» «أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ»، و او را ببينند، و ايمان بياورند!!
در حقيقت آنها انتظار امر محالى را مىكشند، نه اين كه: آمدن خداوند يا مشاهده او امكانپذير باشد.
و اين درست به آن مىماند، كه: به شخص قاتل لجوجى كه پس از ارائه مدارك كافى، باز منكر جرم خود مىباشد، بگوئيم اگر اين همه مدارك را قبول ندارى لابد انتظار دارى شخص مقتول زنده شود، در دادگاه حضور يابد و شهادت بدهد كه: تو او را كشتهاى؟!
آنگاه مىافزايد: «يا اين كه انتظار دارند بعضى از آيات و نشانههاى پروردگار كه در آستانه رستاخيز و پايان جهان، واقع مىشود، و به دنبال آن درهاى توبه بسته خواهد شد، انجام گيرد» «أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ».
بنابراين، تعبير به «آياتِ رَبِّك» اگر چه به صورت كلى و سربسته ذكر شده، اما مىتواند به قرينه جملههاى بعد كه تفسير آن خواهد آمد، به معنى نشانههاى رستاخيز بوده باشد، مانند زلزلههاى وحشتناك، و بىفروغ شدن خورشيد و ماه و ستارگان و امثال اينها.
و يا اين كه منظور از آن درخواستهاى نامعقولى بوده است كه آنها از پيامبر صلى الله عليه و آله داشتند، از جمله اين كه مىگفتند: ايمان نمىآوريم مگر اين كه:
سنگهاى آسمانى بر سر ما ببارد و يا بيابان خشك و سوزان حجاز پر از چشمهها و نخلستانها شود!
و به دنبال آن مىفرمايد: «آن روز كه چنين آياتى به وقوع پيوندد، ايمان