تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٦
بسيار نيرومند بودند، عكسالعمل آنها نيز شديدتر از ديگران بود.
آنها نيز مانند همه متكبران مغرور، روى زور و قدرت خويش تكيه كرده، به تهديد شعيب و يارانش پرداختند، چنان كه قرآن مىفرمايد: «اشراف زورمند و مستكبر قوم شعيب به او گفتند: سوگند ياد مىكنيم كه قطعاً هم خودت و هم كسانى را كه به تو ايمان آوردهاند، از محيط خود بيرون خواهيم راند، مگر اين كه هر چه زودتر به آئين ما بازگرديد» «قالَ الْمَلَا الَّذينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّكَ يا شُعَيْبُ وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَكَ مِنْ قَرْيَتِنا أَوْ لَتَعُودُنَّ في مِلَّتِنا».
ممكن است، از ظاهر اين تعبير (بازگشت به آئين ما) بعضى چنين تصور كنند كه شعيب عليه السلام قبلًا در صف بتپرستان بود، در حالى كه چنين نيست، بلكه چون شعيب عليه السلام قبلًا مأموريت تبليغ نداشته، و در برابر وضع آنها ساكت بوده، آنها چنين پنداشتهاند كه پيرو آئين بتپرستى است.
در حالى كه هيچ يك از پيامبران بتپرست نبودهاند، حتى قبل از زمان نبوت، عقل و درايت پيامبران بيش از اين است كه: دست به چنين كار نابخردانهاى بزنند.
به علاوه روى سخن تنها به شعيب عليه السلام نبوده بلكه مؤمنان و پيروان او را نيز شامل مىگردد و ممكن است اين تعبير به خاطر آنها باشد.
البته تهديد مخالفان تنها همين نبوده است، تهديدهاى ديگرى نيز داشتهاند كه در ساير آيات مربوط به شعيب بحث خواهد شد.
پاسخى كه شعيب عليه السلام در برابر اين همه تهديد و خشونت به آنها داد خيلى ساده و ملايم و منطقى بود، گفت: «آيا مىخواهيد ما را به آئين خودتان بازگردانيد، اگر چه مايل نباشيم» «قالَ أَ وَ لَوْ كُنَّا كارِهينَ». «١»