تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٨
١٢٣ قالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّ هذا لَمَكْرٌ مَكَرْتُمُوهُ فِي الْمَدينَةِ لِتُخْرِجُوا مِنْها أَهْلَها فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ
١٢٤ لَا قَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ ثُمَّ لَا صَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعينَ
١٢٥ قالُوا إِنَّا إِلى رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ
١٢٦ وَ ما تَنْقِمُ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِآياتِ رَبِّنا لَمَّا جائَتْنا رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ تَوَفَّنا مُسْلِمينَ
ترجمه:
١٢٣- فرعون گفت: «آيا پيش از آن كه به شما اجازه دهم، به او ايمان آورديد؟! حتماً اين نيرنگ و توطئهاى است كه در اين شهر (و ديار) چيدهايد، تا اهلش را از آن بيرون كنيد؛ ولى به زودى خواهيد دانست!
١٢٤- سوگند مىخورم كه دستها و پاهاى شما را به طور مخالف (يكى از راست و ديگرى از چپ) قطع مىكنم؛ سپس همگى را به دار مىآويزم»!
١٢٥- (ساحران) گفتند: « (مهم نيست.) ما به سوى پروردگارمان باز مىگرديم.
١٢٦- انتقام تو از ما، تنها به خاطر اين است كه ما به آيات پروردگار خويش- هنگامى كه به سراغ ما آمد- ايمان آوردهايم. بار الها! صبر و استقامت بر ما فرو ريز! (و آخرين درجه شكيبائى را به ما مرحمت فرما) و ما را مسلمان بميران»!