تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥١
گرفتار شد.
اما بايد توجه داشت: اين حسد از نوع حسد حرام نبوده و تنها يك احساس نفسانى بوده است، بى آن كه كمترين گامى بر طبق آن بردارد.
و با توجه به اين كه آيات قرآن- چنان كه كراراً گفتهايم- داراى معانى مختلفى است، مانعى ندارد كه هر دو معنى از آيه اراده شود.
اتفاقاً كلمه «شجرة» در قرآن مجيد در هر دو معنى به كار رفته است، گاهى در معنى درختان معمولى و مادى مثل: «وَ شَجَرَةً تَخْرُجُ مِنْ طُورِ سَيْناءَ تَنْبُتُ بِالدُّهْنِ» «١»
كه اشاره به درخت زيتون است؛
و گاهى در شجره معنوى به كار رفته مانند: «وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ» «٢»
كه منظور از آن، جمعى از مشركان يا يهود و يا اقوام طاغى ديگر همانند «بنىاميه» مىباشد.
البته مفسران احتمالات متعدد ديگرى درباره «شجره ممنوعه» دادهاند، ولى آنچه گفتيم از همه روشنتر است.
اما نكتهاى كه در اينجا بايد يادآور شد (اگر چه در جلد اول تفسير نيز اشاره كردهايم) اين است كه: در «تورات» تحريفيافته كه امروز مورد قبول همه مسيحيان دنيا و يهود است، شجره ممنوعه به عنوان «شجره علم و دانش و شجره حيات و زندگى» معرفى شده است. «٣»
تورات مىفرمايد: آدم قبل از آن كه از شجره علم و دانش بخورد علم و دانشى نداشت و حتى برهنگى خود را تشخيص نمىداد، و هنگامى كه از آن خورد، و به معنى واقعى، آدم عليه السلام گرديد، از بهشت رانده شد، از ترس اين كه: مبادا