تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٦
قيامت او را با ابليس، قرين خواهد كرد». «١»
كوتاه سخن اين كه: مقايسه موضوعى بر موضوعى ديگر بدون آگاهى از تمام اسرار آن نمىتواند دليل بر اتحاد حكم آنها شود، و اگر پاى قياس به مسائل مذهبى كشيده شود، ضابطهاى براى احكام باقى نمىماند؛ زيرا ممكن است، يك نفر موضوعى را با موضوعى قياس كند و حكم تحريم آن را صادر نمايد و ديگرى آن را با موضوع ديگر قياس كرده و حلال بشمرد!
***
٣- قياس «منصوص العلة»
تنها موضوعى كه مىتوان به عنوان استثناء در اينجا روى آن تكيه كرد، اين است كه خود قانونگذار يا مثلًا خود طبيب، دليل و فلسفه حكم خود را بيان كند كه در اين صورت مىتوان هر كجا كه آن دليل و فلسفه موجود است، حكم را جارى ساخت، و اصطلاحاً آن را «قياس منصوص العلة» مىگويند، مثلًا اگر طبيب به بيمار بگويد بايد از فلان ميوه پرهيز كنى، زيرا ترش است، بيمار مىفهمد كه ترشى براى او ضرر دارد و بايد از آن پرهيز كند هر چند در غير آن ميوه باشد.
همچنين اگر در قرآن يا سنت، تصريح شود كه از شراب بپرهيزيد؛ زيرا