تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٨
٤- يك ميقات يا چند ميقات
چهارمين سؤالى كه در اينجا پيش مىآيد اين است كه: آيا موسى عليه السلام تنها يك اربعين به ميقات رفت و در همين اربعين بود كه احكام «تورات» و شريعت آسمانى خود را از طريق وحى دريافت داشت؟
و نيز در همين اربعين بود كه جمعى از بزرگان بنىاسرائيل را به عنوان نماينده همه قوم با خود برد، تا شاهد نزول احكام «تورات» باشند و نيز به آنها بفهماند كه خداوند به هيچ وجه با چشم مشاهده نمىشود؟
و يا اين كه اربعينهاى متعددى بوده؟ در يكى تنها براى گرفتن احكام، و در ديگرى همراه بزرگان بنىاسرائيل و احتمالًا اربعين ديگرى براى مقاصدى غير از اينها با خداوند ميعاد داشته است (چنان كه از سفر خروج تورات كنونى از باب ١٩ تا ٢٤ نيز چنين استفاده مىشود).
باز در اينجا در ميان مفسران گفتگو است، ولى آنچه با توجه به آيه مورد بحث و آيات قبل و بعد آن، بيشتر به ذهن مىرسد، اين است كه: همه مربوط به يك واقعه است؛ زيرا گذشته از اين كه تعبير آيه بعد: وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِميقاتِنا: «هنگامى كه موسى به ميقات آمد» كاملًا متناسب با وحدت اين دو جريان است، آيه ١٤٥ همين سوره به خوبى نشان مىدهد كه جريان الواح تورات و دريافت احكام اين شريعت نيز در همين سفر بوده است.
تنها چيزى كه ممكن است دليل بر تعدد ميعادهاى موسى عليه السلام با بنىاسرائيل گرفته شود، آيه ١٥٥ همين سوره است (وَ اخْتارَ مُوسى قَوْمَهُ سَبْعينَ رَجُلًا لِميقاتِنا ...) كه به خواست خدا به زودى ضمن بيان تفسير آن، عدم منافاتش را روشن خواهيم ساخت.
***