تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٦
باشد، هيچ مانعى ندارد.
درست مثل اين كه: ما به شخص فراموشكارى خدمتهاى زياد كردهايم، و او به جاى خدمت، مرتكب خيانتهائى شده و همه اين مسائل پيش ما روشن است، او را مورد بازپرسى قرار داده و مىگوئيم:
آيا ما اين همه به تو خدمت نكرديم؟
و آيا تو حق اين خدمات را ادا كردى؟!
اين سؤال براى كسب علم نيست، بلكه براى تفهيم طرف است، و يا اين كه:
براى ابراز قدردانى از يك فرد خدمتگذار و تقدير و تشويق از او مىپرسيم:
در اين سفر مأموريتى كه داشتى چه كارهائى انجام دادى؟ با اين كه از جزئيات آن قبلًا آگاه شدهايم.
***
٢- آيات سؤال در قرآن
ممكن است تصور شود، آيات مورد بحث كه با صراحت و تأكيد و قسم مىگويد: از همه در روز قيامت سؤال مىكنيم، با بعضى ديگر از آيات قرآن منافات دارد، مثلًا در سوره «الرحمن» مىخوانيم: فَيَوْمَئِذٍ لايُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ ...* يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسيماهُمْ ...: «در آن روز از هيچ كس نه انس و نه جن، سؤالى نمىشود ...* بلكه افراد گناهكار از سيمايشان شناخته مىشوند ...». «١»
و همچنين آيات ديگر كه سؤال را نفى مىكند با آيه مورد بحث كه سؤال را اثبات مىكند، چگونه سازگار است؟
ولى دقت در اين آيات، هر گونه ابهامى را برطرف مىسازد؛ زيرا از